محرم گل واژه ایی فراموش نشدنی
گاهی وجود عشق باعث می شود كه سرما را احساس نكنیم . زیرا احساس كردن سرما باعث نابودی عشق می شود. سرمای هوا رو به افزایش بود ولی من نمی توانستم تسلیم سرما نشوم برای همین چشمان خویش را بستم تا به دنیای درون خویش وارد شوم. اما اقیانوس وجودم مانند اقیانوس دنیای خارج گسترده نبود. نمی دانم چرا ؛ شاید به خاطر اینكه همیشه تا با مانعی روبرو می شدم به سرما پناه می بردم و برای اینكه در كنار سرما به آرامش برسم به جای كمك گرفتن از شعله های عشق ، از شعله های مادی وجودم استفاده می كردم اما هیچ كدام از اینها مانع این نشد كه من در اقیانوس درون خویش موج نگیرم زیرا به دنبال سئوالی می گشتم كه بدون جواب مانده بود سئوالی كه تنها جوابش را از طریق دنیای درونم می توانستم جویا شوم به قدرتی نیاز داشتم تا من را همراهی كند. برای همین به تاریكی شب پناه بردم و از قدرت سكوت استفاده كردم . قدرتی كه وجود یك انسان را متحول می كند. صدایی من را به خود آورد ، سایه ایی بود كه در كنارم خودنمایی می كرد. بدون اینكه او را ببینم به قدمهایش توجه كردم . در كنار صدای سایه صدای دیگری من را متوجه خود كرد. صدایی كه باعث به وجود آمدن آرامش روحی و فكری ام شده بود. هر چقدر نزدیك تر می شد آرامش وجودم بیشتر می شد. یا حسین یا حسین یا حسین اسم زیبای حسین را می شنیدم كه هر كس با عشق با تمام وجود او را صدا می زد . دوباره به درونم مراجعه كردم.
محرم ((م ح ر م)) چه رازی در این 4 واژه وجود داشت كه وجود انسان را متحول می كرد .
(م)- نشانی از مهر و وجود بزرگمردی چون ابوالفضل بود كه رودخانه وجودش را با اقیانوس زندگی همراه كرد تا در انتهای راه جز شفافیت عشق چیزی باقی نماند زیرا قطرات آب همچون مرواریدی بر سایه های عشق خودنمایی می كردند.
(ر)- راز هایی كه در طول زمان می توان به وجود آن پی برد همیشه باید از زمان وحشت كرد زیرا زمان باعث كاهش ضربان قلب می شود و كاهش آن باعث فنا شدن عمر می گردد اما این بار باید از زمان كمك گرفت برای راز های نهفته كربلا برای زبان گویای حسین برای چشمهای منتظر فرشتگان زمینی كه این بار به نقطه آغاز خویش پیوستند نقطه ایی كه از آنجا به سرزمینی به نام زمین گام نهادند كودكانی معصوم با چشمانی پر از راز...
(م)- موج هایی كه وجود هر انسان خفته ایی را بیدار می كند موجی چون عشق كه از فوران آن فرشتگان را مصمم كرد به زمین بیایند تا به خاطر او گریه كنند گریه ایی نه تنها به خاطر او بلكه به خاطر مردمان سرزمینی كه خود متوجه نشدند كه چه گوهر با ارزشی را با دستانی پر اما قلبی خالی از گنجینه معرفت به فراموشی سپردند موجی كه در وجود عاشقانش تبدیل به قطرات خون شد خونی كه در زمین ماندگار شد اما آثارش را در آسمان دیدند.
((ح)) - برای گفتن(ح) ناتوانم زیرا (ح) گوشوار ه گمنامی است كه ما باید به دنبال اش باشیم برای اینكه ما به نیمه دیگر خویش نیاز داریم این ما هستیم كه به وجود (م) (ح) (ر) (م) نیاز داریم. نه گوهری چون او یا حسین یا حسین یا حسین همچنان در وجودم طنین انداز می كرد.
به انتهای راه رسیده بودم این بار دیگر تاریكی را نمی دیدم و احساس اش نمی كردم اما روشنایی در وجودم موج می زد زیرا خودم را برای یك تحول روحی و فكری آماده كرده بودم كه می توانستم برای رسیدن به نیروی برتر با آن اوج بگیرم و آن احساس كردن معنای محرم بود كه مسیری برای خودسازی درونم بود محرم ماه عشق ، معرفت و از خودگذشتگی بود.
((یا حسین))








پاسخ با نقل قول
Bookmarks